یک شب از خدا خواستم
تا مرا از دست عشق آزاد کند.
خدا دعایم را مستجاب کرد
ومن به سنگ تبدیل شدم.
آنگاه که در آرزوی بخششی هستی
که شاید نامش را ندانی
وآنگاه که غمگینی
بی آنکه دلیلش را بدانی
در آن زمان، براستی،
تو با هر آنچه رشد می کند ،رشد میکنی
وبه سوی وجود برتر خویش صعود میکنی.
آه ای زندگی منم که هنوز
با همه پوچی از تو لبریزم
نه به فکرم که رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
حیف از آن روز ها که من با خشم
به تو چون دشمنی نظر کردم
پوچ پنداشتم فریب تو را
ز تو ماندم تو را هدر کردم
غافل از آنکه تو بجایی ومن
همچو آبی روان در گذرم
گمشده در غبار شوم زوال
ره تاریک مرگ می سپرم
عاشقم عاشق ستاره صبح
عاشق ابرهای سر گردان
عاشق روز های بارانی
عاشق هرچه نام توست بر آن
فروغ
بابا مثل اینکه هیچکی مارو تحویل نگرفت .کسی یه سری به ما بزنه .اما عیبی نداره من یه چند سالی تو غربت بودم اینبار هم این غول رو شکست میدم. به امید دیدن پیغام های سبزتون
آنها در بیداری خویش به من میگویند :تو وجهانی که در آنزندگی می کنی جز دانه ماسه ای در ساحل بی کنار در یایی بیکران نیستند. و من در رویاهایم به آنها می گویم: من خود دریای بیکرانم وهمه کایناتجز دانه های ماسه هایی در ساحل من نیستند.
سلام متاسفم که دیر به دیر مینویسم .دنبال یه گمشده می گردم 7 سالی میشه که ندیدمش اما بعد از مدتها دیشب خوابش رو دیدم خیلی نگرانم . امیدوارم زودتر این طرفها بیاد
دل از برای نگاهت بهانه میگیرد
نگاه گرم تورا دل نشانه می گیرد
به امید اینکه دوباره ببینمت اما میدونی دیگه خیلی چیزها عوض شده زودتر بیا
روزی بود که داشتنش برام یه ارزو بود روز های تنهایی سختی بود اما الان دیگه دارمش یاس سپیدم هرروز داره رشد میکنه وبزرگ میشه ولحظه لحظه زندگیم رو روشن و روشنتر میکنه.
برای تمام بچه های دنیا دعا کنید چون اونها حتی از اب هم پاکترند مخصوصا برای بچه های جنوب اسیا چون بیشتر از همه اونها اسیب دیدن تو سن کم براشون یه اتفاق به این بزرگی افتاده موفق باشید