دلم بــه وسعت تـنهايي زمين تنگ است
/در اين زمان كه محبت اسير نيرنگ است
/كسي به لحظه پرواز دل نمي بندد
/كه مرگ پر زدن از ترس بارش سنگ است
/چه حكمتي ست خدايا در اين سكوت غريب
/كه غصه هاي من و شب هميشه همرنگ است
/نبرد عشــق و جـدايــي، گريزهاي نگاه
/براي كشتن احساس روز و شب جنگ است
/درون صفحه نقاشي نگاه زمين
/دل سپيد صداقت ميان صد رنگ است
/اگرچه دورترين راه، راه ايمان است
/و تا نشاني باران هزار فرسنگ است
/براي خوب رسيدن هنوز فرصت هست
/اگرچه زندگي از انـتظار دلتنگ است